دیگر برو ... ای پاییز ...

از چهره طبیعت افسونکار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پایــیز ای خاک آلود

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگ های مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری؟

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیــره و خاموشت ؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

بر جان دردمند من آغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفـتـه می دهد آزارم

آن آرزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پـندارم

پایــیز ای سرود خیال انگیز

پایــیز ای ترانه محـنت بار

پایــیز ای تبسم افسرده

بر چهره طبیعت افسونکار

 

    Unknown © 

/ 7 نظر / 62 بازدید
meysam

درود عزيز دلم به وب زيبات و مطالب جالب سر زدم ممنون ميشم به وب منم يه سري بزني [گل]

nilo93

این عصر های پاییزیی عجیب بوی او می دهد.. و.. سخنی بگو برف ! آنکه پس از تو از تو سخن می گوید آب آری بعد تو آب نام اوست ...

nilo93

ممنون که اومدی و همیشه لطفت شامله حالم شده یه دنیا تشکر.[گل]

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام هم عکس و هم شعر زیبایی بود از دیدن و خواندن این پست شما لذت وافر بردم راستی دوباره جمعه آمد.. لحظه شماری میکنم برای حس کردن ِ غروب غمگین جمعه ای دیگر.. غروب غمگین جمعه و احساس غربت ِ جمعه ها را دوست دارم چشم انتظار ِ مهربان ترین یار بودن چه لذتی دارد خدیا انتظاری شیرین برای دیدن نور ِ بی پایان یــــــــــــــار... عجل علی ظهـــــــورک یا مهـــــــــــدی-عج ضمنا من امشب در سه وبم به موازات نقد و بررسی اثر جاوید //حماسه عاشورا// نوشته استاد شهید مرتضی مطهری را اورده ام چنانچه مایل بودید بایستی به هر سه وب عنایت داشته باشید تا درودی بدرود

پروانه

بر لبانم غنچه ی لبخند پژمرده است، نغمه ام دلگیر و افسرده است. نه سرودی نه سروری نه هم آوازی نه شوری زندگی گویی ز دنیا رخت بر بسته است، یا که خاک مرده بر روی شهر پاشیده است؟ این چه آئینی، چه قانونی، چه تدبیری است؟ من از این آرامش سنگین و صامت آسیم دیگر! من از این آهنگ یکسان و مکرر، عاصیم دیگر! من سرودی تازه می خواهم/جنبشی، شوری، نشاطی، نغمه ای، فریاد هایی تازه می جویم! من به هر آئین و مسلک کاو کسی را از تلاشش باز می دارد یاغی ام دیگر. من تو را در سینه، ای امید دیرین سال خواهم کشت- من امیدی تازه می خواهم. "شب و روزتان همواره به یاد خدا"همیشه شاد باشید

ALONE

عالی