اما ... حرفی نمی زند !

زیباییهای دنیا...  بیشتر از وسعت شادی های من بود

من هر لحظه از زندگی را عاشقانه لبخند میزدم ...

خوشبختی را از روزگار  زیرکانه قرض می گرفتم ...

تمام نمی شد... کم نمی آمد! و دلم به خوبی ها و قشنگی های زندگی ... خوش بود.

ولی از زمانیکه  تک درخت مه گرفته انتهای دشت... همه دغدغه من شد

نمی دانم من از زیبایی ها دل بریدم یا زیباییها ... از من دل برید

سهم من از همه زیباییها و قشنگی های دنیا ... یک درخت مه گرفته شد ...

که همیشه در انتهای دشت است ... همیشه مه آلود است ...

و همیشه تنهاست ... اما ... حرفی نمی زند !؟

.................................................................................

yazdshersokot.persianblog.ir

/ 7 نظر / 9 بازدید
Pe3are_tanha

گـنــاه ِ كيست ؟! حـادثه ها ؟ ... فـاصله ها ؟ ... ... ... خـاطره ها ؟ ... جـاده هاي ِ دور و دراز ؟ ... يــــا ... دل ِ من ؟ ... كه تَنگ شـده است

abbas

سلام منو میشناسی گمونم شایدم نه من که از لینک ایمیل فیس بوکم اومدم اینجا خوب پس میشناسیم همو دیگه[نیشخند] بلینکیم؟! لینک من "عشقبازی سلول های خاکستری،فکر کن...چرا؟! " هست شما هم اگه موافقی بفرما اگرم نه لااقل یه سر بزن بهمون[خداحافظ]

sevda

زیبا بود [گل]

دلتنگ

[گل]

parsa

السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.[گل][گل][گل][گل][گل]

NAZANIN

man ro ba esm vebam link kon booooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooos

حسن

سلام واقعا دست خوش خیلی عالی بود مخصوصا موسیقی وب ظمنا وقت کردی به منم سر بزن....سپاس پیشاپیش مقدمتان گلباران