دست تنهایی ...

نه از آغاز چنین رسمی بود

و نه فرجام، چنان خواهد شد

که کسی جز تو ، تو را دریابد

تو در این راه رسیدن به خودت، تنهایی

ظلمتی هست، اگر

چشم از کوچه‌ی یاری، بردار

و فراموش کن این ، کهنه خیال

نور فانوس رفیقی ، که تو را دریابد

دست یاری ، که بکوبد در را

پرده از پنجره ها برگیرد

قفل را بگشاید

کوله‌ بارت بردار

دست تنهایی خود را تو بگیر

و از آئینه بپرس

منزل روشن خورشید ، کجاست؟

شوق دریا اگرت هست، روان باید بود

ورنه ، در حسرت همراهی رودی

 به زمین ، خواهی شد

مقصد از شوق رسیدن ، خالیست

راه ، سرشار امید

و بدان ، که این امروز

منتظر فردایی‌ست

که تو دیروز ، در امید وصالش بودی

بهترین لحظه راهی شدنت ، اکنون است

لحظه را دریابیم

باور روز، برای گذر از شب، کافیست

که از آغاز، چنان رسمی بود

و سرانجام، چنین خواهد شد


Poem: Shahbodaghi & Pic:Pixaduase © 

/ 31 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
parisa

سلام عزیزم خوبی؟ خوشی سلامتی؟ بازم خانوم بچه ها خوبن؟ خانواده چجورن؟ سلام به همه برسون[خجالت][نیشخند] وااااااااا ایول پس مث خودمی [نیشخند] حالا واقعا با کله نری تو دیواراااااا حواست باشه کپی کن از من تجربه بگیر[نیشخند] راستی ولنتاین مبااااااااارک[گل][گل]

i am rock climber

salam chetory goood boy مطالبت باحاله راستی شیرینی خامه ای زیر برف دوس داری [قهقهه][نیشخند][زبان]

sevda

سلام دوست عزیز خوبی؟ یه مدت نبودی خوشحالین که دوباره بازگشتید[نیشخند] ممنون اومدی موفق باشی [گل]

گولی مگولی

سلاااااااااااام.میسی که اومدی به وبلاگمون.اره یه کمی زیادی این کودک درونمون بازیگوشه.وبلاگ زیبایی دارید.اگه موافقید منوبا اسم وبلاگم لینک کنید منم شمارولینک کردم.

باشو

سلام .احسان توکجاتنهایی مث اینکه امارتو نمیبینی اینهمه طرفداررررررررررر....یکیش خوددددددددددددددددددددم...واقعاکه[قهقهه][هورا]

wish

عالی بود [لبخند]به منم سری بزن

ALONE

[گل]