کوک ...


کوک کن ساعت خویش، که سحر نزدیک است

کوک کن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

کوک کن ساعتِ خویش !

که مـؤذّن، شبِ پیـش

دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته به خواب

کوک کن ساعتِ خویش !

ماکیان ها همه مستِ خوابند

شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

کوک کن ساعتِ خویش !

که در این شهر، دگر مستی نیست

که تو وقتِ سحر، آنگاه که از میکده برمی گردد

از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی...

کوک کن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

و در این شهر سحرخیزی نیست

و سـحر نـزدیک است

 

Poem: M.Hashemi & Pic:Isna ©

/ 4 نظر / 10 بازدید
hamid

سلام اول عضو شوید بعد از روی سیستم کدی را کپی کنید و داخل تنظیمات وبلاگتان بگذارید وسپس آدرس وبلاگ خود را ثبت نمایید.

محمد

سلام داستانهای شیرین و پند آموز ایرانی

nilo93

به ساعت ها هم اعتباری نیست ... کوک بشن یا نشن سحر در خوابیم!! ...

یاسمن

دیگه به هیچکس اعتباری نیست هیچ کس حتی به خودمون هم اعتباری نیست..[خنثی]