اهل تخت ...

این جهان  آئینــــه کردارماسـت

خوب یابد هر چه هست آثارماست

ظلم و عدل وعلم و جهل وصلح و جنگ

لطف و خشم و مهر و قهر و نام و ننگ

اهل عشق و اهل علم و اهل تخت

 کار ما کردند هم آسان و سخت

یک طرف خون خواری چنگیز بود

یک طرف شمس الحق تبریز بود

گاه در دستی تبر بود و تشر

گاه در کلکی قلم بود و هنر

اهل علم آمدبه دانائی فزود

اهل عشق آئین زیبائی گشود

عالمان اندیشه را پیراستند

عاشقان  انگیزه را آراستند

اهل علم آمد طبیبی پیشه کرد

اهل عشق آمد حبیبی پیشه کرد

اهل علم آمد که داروئی کند

اهل عشق آمد که جادوئی کند

اهل علم امد دوا آمد پدید

اهل عشق آمد شفارا آفرید

اهل علم امد که تردستی  کند

اهل عشق امد که سرمستی کند

اهل تخت آمد حکومت دارشد

خلق ازکردار او بیمار شد

با زبان صدها اسیر آزاد کرد

در نهان بامردمان بیداد کرد

حاکمان بس جنگجوئی کرده اند

بیشتر درنده خوئی کرده اند

حاکمان اندیشه درغل کرده اند

عاشقان دنیا پر ازگل کرده اند

با تبر دنیا به زحمت می رسد

با هنر دنیای رحمت می رسد

جنگجویان با جهالت تاختند

عاشقی ها، این جهان راساختند

جنگجویان درجهان بازنده اند

عاشقان درطول دوران زنده اند...

 


Pic : Scarabass & Poem :Mojtaba Kashani©


/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باشو

سلام .ممنون بهم سرزدی من دیشب یهو مدیریتم بازنمیشد مشکل داشتم چون خیلی هم کارکرده بودم خسته بودم خوابیدم .من هرروز میام که[گل][گل]

باشو

قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السلام): 1- پرهيز از جدال و شوخى «لا تُمارِ فَيَذْهَبَ بَهاؤُكَ وَ لا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ.»: جدال مكن كه ارزشت مىرود و شوخى مكن كه بر تو دلير شوند. فکرمیکنم بخاطرعکساته ازکجابرداشتی بعضی وقتا عکس مانع بازشدن میشه

متفکر احمق

شعر خیلی قشنگی بود.یاد شعر عقل و عشق افتادم.به عشق اعتقاد ندارم اما به عاشقایی توی شعر شما چرا معتقدم...[گل]ممنون از حضورت ...[چشمک]

nilo93

خیلی ثقیل بود متنش ها ... نیدونم نظری ندارم[لبخند]

irano2

به منم سر بزن پشیمون نمیشی [گل]

مهری

سلام عزیزم . آره امتحانام تموم شده . مرسی که بهم سرزدی . این عکس خیلی خوشگله[لبخند]

ياسمن

متنش برا من خيلي سنگين اما خيلي قشنگ بود ممنون[گل]

ALONE

[گل]

سما

ممنون از حضورت. بازم سر بزن.[گل]