! افسانه ی عشق

 

Drawing:will be writen & Poem: Vahshi bafqi ©
Design: Ari T ©

 

 

/ 8 نظر / 10 بازدید
SiNA Hp

جیگرم آپت حرفــــــ نــــــــ ـداره[ماچ]

آزاده خزایی

معـــــــــــرکه بوود [قلب]

آزاده خزایی

[ماچ][قلب] قربووونت بـــــرم you are the ONE [ماچ]

عمه

سلام.حالت خوبه؟ طاعات قبول.التماس دعا

عمه

سلام بيان درد مكن ، جز براي صاحبدرد من اهل دردم و، دانم دواي صاحبدرد ز يادگار خوش خويشتن مگو ايدوست بمحفلي ، كه شدي آشناي صاحبدرد كنون كه هر كس اسير هواي نفسانيست كسي چگونه شناسد ، بهاي صاحبدرد بكوي دلشدگان رو ، چو حاجتي داري كه مستجاب تر آيد دواي صاحبدرد مخواه از ني دلسوخته سرود اميد ز سينه ، خسته بر آيد صداي صاحبدرد مقام درد ببين ، با هنر بخوانندش كسي كه خوب در آرد ، اداي صاحبدرد هزار تجربه كرديم ، غير درد نبود بدرد خانه گيتي ، شفاي صاحبدرد طلاي رنگ مرا بين و اعتبار مرا كه با خبر شوي از كيمياي صاحبدرد از آن اميد بدرمان درد ها دارم كه چرخ پر بود از واي واي صاحبدرد معینی کرمانشاهی

سلام مطالبت قشنه به منم سر بزن[لبخند] اینم ادرسه وبلاگمه http://320.persianblog.ir

ALONE

بچه که بودیم دلدردها را به یک زبان ناله می کردیم. همه می فهمیدند. بزرگ که شدیم درددلها رابه صد زبان می گوییم. کسی نمی فهمد

نهال مثل همیشه

راستی یادم رفت نظرمو خصوصی کنم لطفا پاکش کنین